السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
165
جواهر البلاغة ( فارسى )
و نحو قوله تعالى : « وَ قَطَّعْناهُمْ فِي الْأَرْضِ أُمَماً » « 1 » و مانند سخن خداى برين : و آنان را در زمين به گونهء گروههايى قطعهقطعه ساختيم . ( پراكنده كرديم ) در اين آيهء شريفه « قطعناهم » استعارهء تصريحيهء تبعيه است و به جاى « فرّقناهم » آمده است . و مثل سخن خداى و الا : « فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِيمٍ » « 2 » آنان را به شكنجهاى دردخيز مژده بده . « بشّر » استعارهء تصريحيهء تبعيه است . يقال : شبه زيادة الماء زيادة مفسدة بالطغيان بجامع مجاوزة الحدّ فى كلّ و ادعى انّ المشبّه فرد من افراد المشبّه به ثم استعير لفظ المشبّه به للمشبّه على سبيل الاستعارة التصريحية الاصلية ثم اشتق من الطغيان بمعنى الزيادة ، طغى بمعنى زاد و علا على سبيل الاستعارة التصريحية التبعيّة . گفته مىشود : افزون شدن تباهكنندهء آب به « طغيان » تشبيه شده است . و جامع در هريك از « افزون شدن تباهكننده » و « طغيان » تجاوز از حد است ، و ادّعا شده كه مشبّه يكى از افراد مشبّهبه است ، سپس لفظ مشبّهبه به شيوهء استعارهء تصريحيهء اصليّه براى مشبّه استعاره آورده شده است . آنگاه از « طغيان » به معنى « زيادة » « طغى » به معنى « زاد » و « علا » به شيوهء استعارهء تصريحيهء تبعيه مشتق شده است . هذا و قد يستعمل لفظ الماضى موضع المضارع بناء على تشبيه المستقبل المحقق بالماضى الواقع بجامع تحقق الوقوع فى كلّ . و نحو قوله تعالى : « وَ قالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَيْنا » و قد يعبّر بالمضارع عن الماضى ، بناء على تشبيه غير الحاضر بالحاضر فى استحضار صورته الماضيه
--> - دهكدهام مرا ناراحت مىسازد ، حق اين است كه اين استعاره [ ان يطغى ] استعارهء تبعيه است و مستعار ، فعل تنهاست . و آن فعل ، جايگزين « يكثر » يا « يعلو » شده است و ملاك لفظ است و به مصدر تلفظ نشده است . و « ان » تنها يك ابزار در سبك است و براى اينكه مدخولش را به تأويل مصدر ببرد آمده است . پس زمانى كه هدف به دست آيد طرد مىشود همانگونه كه ابزار ، پس از پايان يافتن كارى كه با آن ابزار به انجام رسيده است طرد مىگردد . و برخى گفتهاند : با توجه به مصدر تأويل شده از فعل ، اين استعاره اصليه است . ( 1 ) - اعراف ، 168 ( 2 ) - آل عمران ، 21